محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
327
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
طغيان برافراشته ، آن ولايت را بنوعى ضبط نمود كه بهيچوجه من الوجوه ، احدى را در مهمات جزوى و كلى دو ولايت دخل « 1 » نداد و درين ايام ، هرگز بملازمت و آستان بوسى پادشاه مبادرت ننمود الا آنكه والد ماجدش ، وليخان را بدرگاه معلى فرستاده بمنصب ايشيك آقاسى گرى مجلس جنّت زينت مشرّف بود ، بهيچيك از اركان دولت قضا صولت متوسل نگرديد و آنمقدار از لوازم جاه و حشمت و موجبات سلطنت و عظمت در سركار او بهم رسيد كه عقل سليم از قبول آن امتناع مينمود ، از آن جمله چنين استماع رفت كه سيصد و هشتاد زين مرصع در زين خانهء او موجود بود . باقى جهات و اسباب او را ازين قياس بايد كرد و عدد ملازمان و لشكريانش بهشت هزار كس كه صد نفر از آن امير زادههاى عظام معتبر بودند رسيد و صد نفر ديگر از اكابر خردمند و هنرور ، كه در سلك وزراء و اهل قلم انتظام داشتند و شيلان مقرّرش ، هر روز چهار صد قاب « 2 » از اطعمهء الوان لذيذه كه كمال تكلف درو كرده بودند ولنگريهاى فغفورى و ساير ظروف از طلاى دكنى « 3 » و نقرهء كافورى ميكشيد و اكثر اوقات ، بطرح سيرهاى مرغوب و ترتيب جشنهاى مطلوب مىپرداخت و اركان آن مجالس جنت اسلوب را بوجود ارباب حيثيت و اصحاب فصاحت و بلاغت [ 180 ] و مطربان زهره طبيعت و قوالان نكيسا « 4 » طينت ، مرتب و مزين ميساخت . بنابرين مقدمات ، طاير نخوت و پندار و شاهين غرور و استكبار ، در غرفهء كاخ دماغش آشيان نهاده بهتر از خودى را بديدهء تصور نمىديد واحدى را عاليتر از خود بضمير توّهم در نمىآورد و هيچگونه شائبهء اختلال پيرامن مبانى قصر جاه و جلال راه نمىداد و ازين غافل كه بحسب تغييرات اوضاع زمان و سبب تحويلات اطوار دوران ، هر مرتبهاى از مراتب اعتبارات را كمالى و هر كمالى را حادثهء زوالى
--> ( 1 ) - م : داخل . ( 2 ) - د : قات . ( 3 ) - د : ركنى . ( 4 ) - م : نيك طينت .